تبليغاتX
عشق پرواز بلندیست

عشق پرواز بلندیست

دیوانه آنم که وفـایی دارد

آن یارکه نام دلـربایی دارد

حسرت به کبوتری برم  کزسرعشق

درگوشه ایوان توجایی دارد

این ذکر مرا همیشه دیوانه کند

ایوان نجف عجب صفایـی دارد

 

کعبه که میدانی کجاست؟

میعادگاه عاشقان

نه آن نمای باشکوه

آن ولادتگاه حیدر درزمین

آه چه رویایی  وزیباست در موسم حج

همگی گرد علی می پیچند

محورآنجاست " امیران هیچند

 

غم اگر پیرم کند

غصه اگر سیرم کند

مشکلات زندگی صدبار زمینگیرم کند

 بازمی گویم:

((( امیرالمومنین (ع) حیدر مدد )))

سلام بابا  جونم  نمیدونی چقدر دوستت دارم نمیدونی که چقدر برام عزیزی
کوچیکتر که بودم وقتی میومدم کارخونه ات و تو رو  مشغول اون کار سخت میدیدم  وقتی میدیدم که ورق فلز دستاتو بریده و یک جای سالم تو دستات نذاشته اون شب آروم نداشتم بیقرار بیقرار بودم همش گریه میکردم و از خدا طلب سلامتی برای تو .

دلم میخواست قدرتی داشتم توانی داشتم که نذارم تو کار کنی دلم میخواست مرحمی بودم برای اون دستای خسته ات. الانم چهره خسته و تکیده ات نشون از سالها رنج و سختی میده که از راحتی خودت زدی و برای آسایش ما گذاشتی نشون از اینکه نذاشتی بچه هات سختی ببینند ای کاش میتونستم فقط قطره ای از اون دریای محبت و ایثار تو رو جبران کنم

دلم میخواد دستاتو غرق بوسه کنم دلم میخواد تمام وجودم رو به پاهات بریزم

 روز پدر بهونه قشنگیه برای تشکر از تو  برای اینکه به یادمون بیفته که چون تو عزیزی داریم به یادمون بیفته حضورت چه نعمت بزرگی که خدا به ما عطا کرده ،

پدرم بدون تو هیچیم هیچ ..............

از خدا میخوام از عمر بی ارزش من کم کنه و به عمر تو اضافه کنه از خدا میخوام تا زمانی که زنده هستم سایه تو بالای سرم باشه

ای پدر بوی شقایق می دهی

عاشقی را یاد عاشق می دهی

با تو سبزم

گل بهارم

ای پدر

هر چه دارم از تو دارم ای پدر

بابا جونم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم

روزت مبارک پدر دستاتو می بوسم بابا  

    

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 17:25 توسط مینا |


یا زهرا (س) مددی

چون كه ذكرت با دلم همساز شد ... دفتر عشقم بنامت باز شد

چون كه عشقت بر دلم آويختند ... پرده ها از ديده ام بگريختند

جمله عالم از وجودت مست شد ... هر كه نوشيداز سبويت مست شد

گر نبودي ياس را بوئي نبود ... مرتضي را يار و مانوسي نبود

همدم همراز حيدر بوده اي ... هم كه بابا را تو مادر بوده اي

سر حق از وجودت ديدني است ... بوسه گاه مصطفي بوسيدني است

چون كه عشقت در دلم ماواكند...جمله درها را برويم واكند

فرشته ای بنام مادر

كودكی كه آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید. اما من به این كوچكی و بدون هیچ كمكی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟

خداوند پاسخ داد: از میان تعداد بسیاری از فرشتگان , من یكی را برای تو در نظر گرفته ام . او در انتظار توست و از تو مراقبت خواهد كرد.

كودك دوباره پرسید: اما اینجا در بهشت , من هیچ كاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من كافی هستند. خداوند گفت : فرشته تو به تو لبخند خواهد زد و هر روز برایت آواز خواهد خواندو تو عشق او را احساس خواهی كردو شاد خواهی بود. كودك ادامه داد : من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی فهمم؟

خداوند او را نوازش كرد و گفت :فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هائی را كه ممكن است بشنوی را در گوشت زمزمه خواهدكرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد كه چگونه صحبت كنی.

كودك سرش را برگرداند و پرسید : شنیده ام كه در زمین انسانهای بدی هم زندگی می كنند چه كسی از من محافظت خواهد كرد؟ خداوند جواب داد : فرشته ات از تو محافظت خواهد كرد, حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.كودك با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل كه دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.

خداوند گفت : فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد كرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت اگر چه من همیشه در كنار تو خواهم بود.

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدائی از زمین شنیده می شد. كودك میدانست كه باید بزودی سفرش را آغاز كند او به آرامی یك سئوال دیگر از خداوند پرسید: لطفا نام فرشته ام را به من بگوئید. خداوند بار دیگر او را نوازش كرد و پاسخ داد: به راحتی می توانی او را مادر صدا كنی!

 

       

 

 مادر!
مادر، اگر دعای شبانگاهیت نبود
من در لهیب آتش غم می گداختم
مادر، اگر گناه نبود این به درگاهت
بی شک تو را به جای خدا می شناختم
****
تا دیده ام به روی جهان باز شد، زشوق
لبخند مهربان تو جان در تنم دمید
فریاد حاجتم چو برون آمد از گلو
دست نوازش تو به فریاد من رسید
****
مادر، قسم به آن همه شب زنده داریت
که اندر سرم هوای تو هست و صفای تو
آیینه دار مهر و عطوفت تویی، تویی
خواهم که سر نهم به خدا من به پای تو
****
روزی که طفل زار و نحیفی بودم زمهر
چون جان خود مرا تو نگهدار بوده ای
مادر، به راه زندگی من فدا شدی
دایم مرا تو مونس و غمخوار بوده ای
****
دادی زکف جوانی و مویت سفید شد
ای وای من، که قدر تو اکنون شناختم
اکنون که پیریت به کنار آرمیده است
من نیز سوی وادی محنت شتافتم
****
مادر قسم به تو، که تویی نور کردگار
یزدان تو را، ز نور وفا آفریده است
نازم به آن شکوه و به آن عزّت و مقام
جنّت به زیر پای تو خوش آرمیده است

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 18:49 توسط مینا |


http://www.mid-night.blogfa.com/ X

تو راگم کرده ام امروز
و حالا لحظه های من
گرفتار سکوتی سردو سنگینند..
وچشمانم
که تا دیروز به عشقت می درخشیدند
نمیدانی چه غمگینند..
چراغ روشن شب بود
برایم چشم های تو
نمی دانم چه خواهد شد!
پراز دلشوره ام،بی تاب و دلگیرم
کجا ماندی که من بی تو
هزاران بار،در هر لحظه میمیرم...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

یا تو عشق یا منو مرگ
تو و من ...
کلیپ
فاجعه عشق
برای شما
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

اردیبهشت 1388

بهمن 1387
دی 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385



پیوندها

صدای سرزمین مادری
تهران دیتابزرگترین سایت ایرانی
دانلود فیلمها و آهنگهای تلویزیون (ایران سیما)
گلچين شعر
باران عشق حسام
غریب آشنا
سیمرغ
نسيم وصل نسیم عزیز
سایه ماه آقاصابر
بهترين رينگتون‌ها، عكس و تم براي موبايل
مسافر دشت شقایق بصیر
شعر و احساس.شایان نجاتی
بی ریا
دل نوشته های حمید
درد دل محمد جواد


    تعداد بازديدها:

RSS


Image and video hosting by TinyPic

مثلا روی عکس زیر کلیک راست کنید و آن را ذخیره کنید!!