تبليغاتX
عشق پرواز بلندیست

عشق پرواز بلندیست

آن روزي كــه آغــاز راه بــود

رسيدن چه نزديك مي نمود

و حــال مــن در ميـانه ي راه

به پايان رسيده ام

 

 

هر شروعی پایانی و هر تولدی مرگی داره هیچوقت هیچ چیزی تداوم نداشته و نخواهد داشت امروز آخر راه وبلاگ منه امروز اومدم برای آخرین بار از همه شما خداحافظی کنم اومدم بگم که دلم براتون تنگ میشه اومدم از همه اتون بخاطر تمام محبتهایی که تو این مدت نسبت به من داشتید و با نظرات و انتقادات خودتون منو همراهی کردید تشکر کنم وبرای تک تک شما آرزوی موفقیت ، سربلندی ، شادی و سلامتی داشته باشم اسمی از کسی نمیبرم که خدای نکرده نکنه یکی رو از قلم بندازم و سوتفاهم بشه همه اتون همیشه نسبت به من لطف داشتید اول تصمیم داشتم قسمت نظرات رو ببندم ولی بعد پشیمون شدم دلم میخواد هر کدوم از شما که میایید سعی نکنید منو از رفتن منصرف کنید بلکه پاسخگو خداحافظی من باشید و برام دعا کنید که سخت محتاج دعام هرگز فکر نمیکردم خداحافظی تا این حد سخت باشه و دل کندن از کسانی که هرگز ندیدم اینقدر مشکل باشه ولی چه میشه کرد که باید رفت ...............

خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ

 

این شعر حمیرا رو تقدیم میکنم به اونی که خاطرش خیلی برام عزیزه و هرگز فراموشش نمیکنم یعنی نمیتونم فراموشش کنم کاش میدونست که چقدر دلم براش تنگ شده کاش میدونست که جاش چقدر خالیه کاش میدونست که ............... کاش کاش کاش

 

 

اگر با دل مهربان تو من بي وفا شده ام، پشيمانم
اگر غير تو در جهان به کسي آشنا شده ام، پشيمانم

اميدم تويي، نا اميدم مکن، جز تو ياري ندارم

سحر  شد بگو با کدام آرزو، سر به بالين گذارم

به عشقت قسم، بر دو چشمت قسم
جز تو گر با کسي همنوا شده ام
پشيمانم، پشيمانم، پشيمانم، پشيمانم

چرا پشت پا بر جهان نزنم


به دست خود آتش به جان نزنم
بگو با همه بي پناهي خود
چرا شعله بر آشيان نزنم

عهدي که با چشم مست تو بستم
ديوانگي کردم آن را شکستم
خدا داند، خدا داند
جز تو گر با کسي همزبان شده ام
پشيمانم، پشيمانم، پشيمانم، پشيمانم

مي ميرم از اين پريشاني
دردا که هرگز نمي داني
با من چه کرد این پشيماني
حال با خداي خود گفتگو دارم
عشق گذشته را آرزو دارم
خدا داند، خدا داند
اميد دل نااميدم تويي، جز تو ياري ندارم
سحر  شد بگو با کدام آرزو، سر به بالين گذارم

به عشقت قسم، بر دو چشمت قسم
جز تو گر با کسي آشنا شده ام
پشيمانم، پشيمانم، پشيمانم، پشيمانم

 

 

خداحافظ، برو بانو، برو که وقت پروازه
برو که دیدن اشکات، منو به گريه مي ندازه
نگا کن، آخر راهم، نگا کن آخر جاده ست
نمي شه بعد تو بوسيد، نمي شه بعد تو دل بست
منو تنها بذار، اينجا، تو اين روزاي بي لبخند
که بايد بي تو پرپر شد، که بايد از نگات دل کَند
حلالم کن اگه ميري، اگه دوري اگه دورم!
اگه تو گريه مي خندم، حلالم کن، که مجبورم
نگو عادت کنم، بانو، که مي دوني نميتونم!
که مي دوني نفسهامو به ديدار تو مديونم !

فداي عطر آغوشت، برو که وقت پروازه
برو که بدرقه داره، منَم به گريه ميندازه
برو بانو، خداحافظ! برو، تو گريه لالم کن!
خداحافظ، برو اما، حلالم کن، حلالم کن!

 

خداحافظ ، حلالم کن حلالم کن

+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386 9:40 توسط مینا |


این شعر قشنگ رو یکی از دوستای خوبم برام فرستاده حیفم اومد که ننویسم، جا داره که همینجا از صمیم قلبم ازش تشکر کنم بابت تمام خوبیهاش و مهربونی هاش و براش آرزوی سلامتی و سربلندی داشته باشم امیدوارم که خوشبخت و سعادتمند باشه

 

چه قدر فاصله اينجاست بين آدمها

چه قدر عاطفه تنهاست بين آدمها

کسي به حال شقايق دلش نمي سوزد

 و او هنوز شکوفاست بين آدمها

کسي به خاطر پروانه ها نمي ميرد

 تب غرور چه بالاست بين آدمها

و از صداي شکستن کسي نمي شکند

چه قدر سردي و غوغاست بين آدمها

ميان کوچه دل ها فقط زمستانست

هجوم ممتد سرماست بين آدمها آدمها رو عشقشون پا میذارن ، آدمها آدمو تنها میذارن

ز مهرباني دل ها دگر سراغي نيست

چه قدر قحطي روياست بين آدمها

کسي به نيست دل ها دعا نمي خواند

غروب زمزمه پيداست بين آدمها

و حال آينه را کس نمي پرسد

هميشه غرق مداراست بين آدمها

غريب گشتن احساس درد سنگيني ست

و زندگي چه غم افزاست بين آدمها

 مگر که کلبه دل ها چه قدر جا دارد

چه قدر راز و معماست بين آدمها

چه ماجراي عجيبي ست اين تپيدن دل

و اهل عشق چه رسواست بين آدمها

چه مي شود همه از جنس آسمان باشيم

طلوع عشق چه زيباست بين آدمها

ميان اين همه گلهاي ساکن اينجا

چه قدر پونه شکيباست بين آدمها

تمام پنجره ها بي قرار بارانند

چه قدر خشکي و صحراست بين آدمها

و کاش صبح ببينم که باز مثل قديم

نياز و مهر و تمناست بين آدمها

بهار کردن دل ها چه کار دشواريست

و عمر شوق چه کوتاست بين آدمها

ميان تک تک لبخندها غمي سرخ است

و غم به وسعت يلداست بين آدمها

به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو

دلت به وسعت درياست بين آدمها

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386 14:55 توسط مینا |


http://www.mid-night.blogfa.com/ X

تو راگم کرده ام امروز
و حالا لحظه های من
گرفتار سکوتی سردو سنگینند..
وچشمانم
که تا دیروز به عشقت می درخشیدند
نمیدانی چه غمگینند..
چراغ روشن شب بود
برایم چشم های تو
نمی دانم چه خواهد شد!
پراز دلشوره ام،بی تاب و دلگیرم
کجا ماندی که من بی تو
هزاران بار،در هر لحظه میمیرم...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

یا تو عشق یا منو مرگ
تو و من ...
کلیپ
فاجعه عشق
برای شما
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

اردیبهشت 1388

بهمن 1387
دی 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385



پیوندها

صدای سرزمین مادری
تهران دیتابزرگترین سایت ایرانی
دانلود فیلمها و آهنگهای تلویزیون (ایران سیما)
گلچين شعر
باران عشق حسام
غریب آشنا
سیمرغ
نسيم وصل نسیم عزیز
سایه ماه آقاصابر
بهترين رينگتون‌ها، عكس و تم براي موبايل
مسافر دشت شقایق بصیر
شعر و احساس.شایان نجاتی
بی ریا
دل نوشته های حمید
درد دل محمد جواد


    تعداد بازديدها:

RSS


Image and video hosting by TinyPic

مثلا روی عکس زیر کلیک راست کنید و آن را ذخیره کنید!!