گفتی که امشب اومدم بهت بگم باید برم
گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم
"باید برم" برای تو فقط یه حرف ساده بود
کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود
شاید گناه تو نبود شاید که تقصیر منه
شاید که این عاقبت این جوری عاشق شدنه
سفر همیشه قصه ی رفتن و دلتنگیه
به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه
همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره
میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره
همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه
یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه
دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون
بمون برای کوچه ای که بی تو لبریزه غمه
ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه
بمون واسه خونه ای که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست !
اگه بری برای من زندگی ارزش نداره
حتی گلای گلدونا لطف نوازش نداره
اگه بری دنیا برام یه ذره معنا نداره
این عاشق همیشگی شوقی به فردا نداره
نداره ...
اگه بری منم میرم , میرم و دیوونه میشم
میرم توی ویرونه ها , غریب و بی خونه میشم
دلم سزاواره غمه , به جرم دوست داشتن تو
یه روز میاد که دیر شده , برای برگشتن تو
اگه بری این روزگار روزی دیگرون باشه
سهم من از این زندگی قسمت این و اون باشه
شاید گناه تو نبود شاید که تقصیر منه
شاید که این عاقبت این جوری عاشق شدنه
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 11:0 توسط مینا
|