|
متنی رو که میخونید نوشته های یک دوست خوب که خواسته اسمش رو نگم ولی من همینجا از
صمیم قلب ازش تشکر میکنم بخاطر ارسال مطالب جالب و قشنگش و براش آرزوی سلامتی و موفقیت دارم و از خدا میخوام هرجا هست اونو در پناه خودش نگه داره و بهش میگم که دوستان همیشه برای من عزیزند و هیچوقت یاد و خاطرشون فراموش نمیشه شاد باشی به دمي ديداري ، مي توان راضي شد ، به تمناي نگاهي مي توان تشنه جانبازي شد ، مي توان دل خوش كرد به كلامي كه شنيد ، از دو خط نامه سرد مي توان داغ شد و شعله كشيد ، از جهنم گذري كرد و گذشت به گذرگاه رسيد ، به گذرگاه تباهي به جنون ، وز عطش فرياد زد فرياد آدمـک مـرگ هـمين جاست، بخند آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند دستخطي کـه تـو را عاشـق کرد شوخـيِ کاغــذي ماسـت، بخند فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند صبحِ فردا به شبت نيست که نيست تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند راستـي آنچـه بـه يــادت داديم پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان به خــدا آخــر دنيـاست، بخند
هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خِش خِش برگها را احساس كردي ، هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي ، براي يك بار در گوشه اي از ذهن خود ، نه به زبان ، بلكه از تهِ قلب خود بگو : يادش بخير
اکنون به ياد تو / با چشماني پر از اشک / روي سنگ سرد / تنها نشسته ام / با قلب گرم تو / روي افق تا چلچراغ صبح / بي تاب خفته ام / ميدانم عشق تو / از جنس شيشه است / من دوست دارمت / با قلب رفته ام ![]() ![]() ![]() ![]()
هميشه حجم غمهاي مراتنها تو مي فهمي غم امروز و فرداي مرا تنها تو مي فهمي من آن درياي خاموشم، تلاطم هاي قلبم کو بيا موجم، که غوغاي مرا تنها تو مي فهمي
پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی ![]() ![]() ![]() ![]()
چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره / تا گريه نکني کسي نوازشت نميکنه / تا فرياد نکشي کسي به طرفت برنميگرده / تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تو رو نمي بخشه ![]() ![]() ![]() ![]()
فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست
من تو زندون غرورت متهم بايد بمونم , به چه جرمي چه گناهي لااقل بذار بدونم , حكم من حبس ابد شد بي دليل و عدل و قاضي , ميدونم حتي با اين حكم دل تو نميشه راضي , نه تو دستهام جوني مونده نه تو اين شكسته پاهام , دلخوشم فقط به اين كه حكم تو نبوده اعدام , اين طوري شايد يه روزي وقتي قلبت مهربون شد , حكم عفوم رو بدي بهم بگي ديگه تموم شد , من مدافعي ندارم اين رو تو خودت ميدوني , اگه عفوم كني باور ميكنم كه مهربوني , اما نه اين يه خياله من يه زندوني تنهام , بذار حكم آخر تو واسه من باشه يه اعدام ![]() ![]() ![]() ![]()
دلم تنگ است براي غروب ... سرخ خونين خورشيد مي بيني سيمان هاي سرد و بلند را ؟ دلم تنگ است براي شاپرک ...پرنده رنگين و زيبا مي فهمي تنهايي اندوهم را ؟ دلم تنگ است براي صداي روييدن گل سرخ ...حرکت زنده حيات مي داني روييدن را ؟ دلم تنگ است براي باران ... غمگين ترين گريه ابر خاکستري ديده اي اشک تا به حال ؟ دلم تنگ است براي ديدن ستاره ها ... درخشان ترين الماس هاي آسمان احساس مي کني قعر تاريکي را ؟ دلم تنگ است براي نگاه هايت... آبي ترين آبي شيشه اي + نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 14:17 توسط مینا |
پلاس کهنـۀ اندیشه را دور باید انداخت + نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386 18:42 توسط مینا |
|