|
دو تا چشمام همه جا دنبال تو مي گرده + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 13:16 توسط مینا |
دلتنگي هاتو بردار به روي قلبم بذار تكيه بده به شونه ام تو اين مسير دشوار اگه منو نميخواي حرف دلمو رو گوش كن فقط براي يكبار بعدش خدانگهداربعدش خدانگهدار تنهايي خيلي سخته وقتي چشام براهه وقتي كه شب سياهه وقتي بدون ماهه تنهايي خيلي تلخه وقتي كه بي تو هستم تنهــا مي مـونه دستم بـا اين دل شكستهام دلتنگي هـامو بردار پيش خودت نگه دار هــر وقت كـه تنهـا شدي منو به يـادت بيار داري ميـري نميخـوام وقـت تــو رو بگيرم ايــن حــرف آخـر مـن دوســتت دارم **** دوستت دارم مي ميرم **** تنهايي خيلي درد اگه نيايي تو خوابـم وقتي تــو اضطرابم تــو هم ندي جوابـم تنهايي خيلـي سرد ه وقتـي پيشم نباشــي آتيشم نباشــي بيدار مي شم نباشــي تنهايـــي خيلي سردمــــه .......... + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 0:19 توسط مینا |
خدا اراده کرده بود که عشق نقاشي کنه مي خواست به زخم عاشقا بازم نمک پاشي کنه براي بوم نقش خود کربلا رو آفريد با قلموي قدرتش يه نقش دلربا کشيد اول نقاشي زدش نقشي به رنگ شور و شين اول از همه کشيد رو نيزه ها سر حسين (ع) براي نماد دلبري صورت اکبر رو کشيد نشون اوج بي کسي گلوي اصغر رو کشيد زد قلمو رو توي خون يه گوش پاره رو کشيد تو(ي) دست قاتل حسين (ع) يه گوشواره رو کشيد نقشي زدش به بوم خود ز اوج غربت نبي به رنگ تيره ي غروب رنگ کبود زينبي با چشماي ربابه گفت معني اشک و گريه رو صفحه ي آخرم کشيد قد خم رقيه رو خدا تو(ي) بوم نقاشي عطر گل ياس رو کشيد براي امضا زدنش صورت عباس رو کشيد « التماس دعا » + نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 15:44 توسط مینا |
شب بي تو ، شب حسرت ، شب يلداي بيداري بباراي آسمون امشب ، ببار و سر كن آهنگي بنال و گريه كن اي دل ، كه اين غم با تو مي مونه هنوز از من تو مي رويي ، در اين شب هاي پژمردن ببار اي آسمون امشب ، ببار و سر كن آهنگي
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385 14:56 توسط مینا |
|