|
بــرای گفتن من ، شعرهم به گل مانــده نمانده عمری و صدها سخـن به دل مانــده صــدا کــه مرحم فریــاد بـود زخمم را بــه پیــش درد عظیــم دلـــم خجـل مانـده از دسـت عزیزان چه بگویم ! گلـه ای نیست گـرهم گلـه ای هسـت ، دگـرحوصلـه ای نیسـت سرگـرم به خـود زخم زدن در همـه عمــرم هرلحظـه جز ایـن دسته مـرا مشغله ای نیســت دیـریست کـه ازخـــانــه خـرابات جهانـم بـرسقف فـرو ریخته ام ، چلچله ای نیســت درحســرت دیــدار تــو آواره تــــرینم هــرچند که تـامنــزل تــو فاصله ای نیست ازعذاب باتو بودن ، درسکوت خود خــرابم نـه صبورم و نــه عاشــق ، من تجسم عذابــم تـوسراپـا بی خیالی ، من همـه تحمل درد تـو نفهمیـدی چه دردی زانوی خسته مو تـا کرد ! زیر بارباتو بودن، یـه ستونـه نیمـه جونـم اینکه اسمش زندگی نیست، جـون بـه لبهام میرسونه هیچی جزشعرشکسته ام ، قصه ی فردای من نیست این ترانه ی زواله ، این صدا صدای من نیست ببین که خسته ام تنها غروره ، عصای دستم کاشکی می شد توبدونی من برای تو چی هستم از تو بیش از همه دنیا ، از خودم بیش از تو خسته ام ببین که خسته ام غرور سنگم ، اما شکستم... + نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385 16:6 توسط مینا |
د: داشتن تو برای لحظه ای به تمام عمر بی کسی ام می ارزد و: وابسته تپش های قلبت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد س: سرسپرده برق نگاه توام لحظه ای که مرا به آغوش گرمت مهمان می کنی ت: تک ستاره شب های بی فانوسم شدی زمانی که از خدا تکه ای نور طلب کردم ت:
در گرو حضور توست که در رگهای زندگیم جاری ست د: دوری از تو درد آورترین مجازات دنیاست ا: آرامش تک تک لحظات زندگی ام به لبخند زیبای تو وابسته ست ر: روشنی بخش زندگی و رنگ آمیزی زیبا برای رویاهای من هستی م: معنی دوست داشتن یعنی این......................
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385 15:43 توسط مینا |
|