|
به چشمان دل انگیز تو سوگند + نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 19:23 توسط مینا |
پرواز کاش می شد لحظه ای پرواز کرد کاش می شد خـــالی از تشویش بود کاش تـــا دل میگرفت و می شکست کاش بــــا هر دل دلــی پیوند داشت کاش ایـن لبخندها پـایــان نداشـــت کاش دیــواری میــان مـــا نبــــــود کاش من هم یک قناری می شـــدم آی مـــن ، مـــن غــریبستانیـــــــم شهر من آنسوتر از پروازهاست شهــر مــن بــوی تغزل می دهــــد دشتهای سبز بـه وسعــت درنــاب بــا ز ایـن اطراف حالم را گرفت می روم آن ســو تـو را پیدا کنــم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 19:15 توسط مینا |
به تو عادت کرده بودم ای به من نزدیکتر از من ای حضورم از تو تازه به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگی به شبنم مثل عاشقی به غربت مثل مجروحی به مرهم لحظه در لحظه عذاب لحظه های من بی تو تجربه کردن مرگ زندگی کردن بی تو خونه لبریز سکوت خونه از خاطره خالی من پر از میل زوالم عشق من تو در چه حالی + نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 15:14 توسط مینا |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 15:5 توسط مینا |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 15:2 توسط مینا |
پروردگارا : در کلبۀ حقیرم خوش گوهری دارم که در عرش کبریایی خودت نداری ، زیرا من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری . + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385 15:48 توسط مینا |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385 13:48 توسط مینا |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385 13:23 توسط مینا |
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 15:2 توسط مینا |
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 14:19 توسط مینا |
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385 15:51 توسط مینا |
+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385 15:38 توسط مینا |
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1385 16:39 توسط مینا |
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1385 15:58 توسط مینا |
اگه باز بگی که دوستم نداری اگه باز بری و تنهام بذاری تو خودت خوب میدونی دوستت دارم تو بخوای ماه تو دستات می زارم اگه هر لحظه زمن جدا بشی یا بری پری قصه ها بشی تو بازم خوب می دونی دوستت دارم همه دنیا رو تو دستات می زارم اگه همه دنیا بگن اومدی و پشیمونی باز تو چشات میخونم که با من نمی مونی نگو به دلم با دروغ که بی توتنها موندم دیگه منوبازی نده من دستتو خوندم تو بیا دنیاتو خندون میکنم باغ دستاتو گلستون میکنم همه ستاره های دنیا رو توی چشمای تو مهمون میکنم تو همونی تو همونی تو همونی توکه ماه آسمونی توی دنیا تو رودارم تو همونی که تو قلب من می مونی + نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385 14:19 توسط مینا |
ای به قهر از کنار من رفته جز محبت که سخت ارزان است به کجا می روی؟ که هستی من به کجا می روی که رشتۀ عمر به کجا می روی تو ای ساقی به نسیم سحرگهان مسپار نغمه سرکن دوباره با دل من ای به قهر از کنار من رفته بازگرد ای تمام امیدم بی تو و آسمان چشمانت دل تو گر که بی من آرام است در سکوت نگاه غمگینم بی من آری، تو خفته ای آرام بی توام با تو هرکجا هستی ای مسافر بیا که از شادی گر بیایی به بوسه می بندم + نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385 15:17 توسط مینا |
من مرغک افسرده ای بر شاخسارم
گلپونه ها، گلپونه ها چشم انتظارم می خواهم اکنون تا سحرگاهان بخوانم افسرده ام، دیوانه ام ، آزرده جانم گلپونه ها، گلپونه ها، غم ها مرا کشت گلپونه ها آزار آدم ها مرا کشت گلپونه ها نامهربانی آتشم زد گلپونه ها بی همزبانی آتشم زد گلپونه هادر باده ها مستی نمانده جز اشک غم در ساغر هستی نمانده گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست همدرد دل ، شب ها به جز فریاد من نیست. گلپونه ها آن ساغر بشکسته ام من گلپونه ها از زندگانی خسته ام من آه ای پرستوهای ره گم کرده دست سوی دیار آشنایی ها بکوچید با من بمانید، با من بخوانید شاید که هستی را زسر گیرم دوباره آن شور و مستی را ز سر گیرم دوباره + نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385 11:2 توسط مینا |
|